یادداشت های یک دانش جو

برای ساختن باورهایی استوارتر و ریشه دارتر

یادداشت های یک دانش جو

برای ساختن باورهایی استوارتر و ریشه دارتر

یادداشت های یک دانش جو

نوشتن برایم همچون مشق اندیشیدن است. می نویسم پس هستم!

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

جشن نکوداشت اصفهاناز روز سوم تا نهم اردیبهشت ماه امسال به مناسبت هفته نکوداشت اصفهان برنامه­ های مختلفی برگزار شد از جمله اجرای نمایش و تئاتر خیابانی در میدان امام یا نقش جهان. به همراه یکی از دوستانم برای تماشای این مراسم راهی میدان امام شدیم. توریست­ های زیادی آمده بودند. بچه های دبستانی هم به همراه معلمان شان شرکت کرده بودند.

گزارش من از این رویداد دو بخش دارد: بخش اول روایت کودکان از این جشن و بخش دوم یک روایت تصویری از حاشیه این جشن. آنچه در لحظه اول توجه من و دوستم را جلب کرد، کیفیت پایین نمایش ها از لحاظ محتوا بود. آنچه ما دیدیم و شنیدیم پخش موسیقی به همراه اجرای حرکات طنز بود. هر چند به ظاهر سناریو و داستانی پشت سر آن بود، اما چون قوت و تناسب لازم را با مخاطب نداشت، آنچه در عمل بیش از همه نمود پیدا می کرد، موسیقی بود تا انتقال محتوایی مفید و آموزنده درباره اصفهان یا شخصیت­ های تاریخی و امثال آن.

کمی که گذشت متوجه حرفهای بچه ها با یکدیگر و خطاب به معلمان­شان شدیم. از آنجا که رشته تحصیلی من علوم تربیتی و رشته دوستم هم روانشناسی بود، به حرکات و حرفهای بچه ها علاقه مند شدیم و با کنجکاوی به آنها گوش دادیم و تصمیم گرفتیم نظرات بچه ها را ثبت و ضبط کنیم. چون این برنامه برای کودکان ساخته شده بود و طبیعتاً می بایست به نیازها و خواسته های آنها توجه می کرد. در اینجا مستقیماً برخی از صحبت­های آنها را می آورم تا از دریچه احساس و نگاه آنها به این رویداد بنگریم. در مواردی با آنها وارد گفتگو شدیم که با کلمه "من" مشخص کرده ام:

  • اگر تو مدرسه فوتبال بازی می کردیم بهتر بود! حوصله ام سر رفت!
  • خانم! همه نمایش شان همینه؟!
  • من: بچه ها نمایش را دوست دارید؟ راضی هستید؟
  • نه، راضی نیستیم!
  • نمایش، بچه گانه بود! ما می خوایم توش کشتار باشه! پسر بچه ها کشت و کشتار دوست دارن!
  • اینها دارن جیغ می زنند برای هیچ و پوچ! [اشاره به بچه ها که داد می زدند].
  • اینها انگار دیوانه اند! [اشاره به بازیگران نمایش].

اینها صحبت های پسربچه ها بود، دختر بچه ها اغلب ابراز رضایت می کردند و برخی دوست داشتند "کلاه قرمزی و بقیه عروسک ها هم باشند" . ارزیابی و قضاوت درباره این واکنشها کار سختی نیست. تنها به یک نکته کلیدی اشاره می کنم که بر اساس تحقیقات روانشناسی در روش تدریس باید مورد توجه قرار گیرد و در اینجا نیز در شیوه سازماندهی برنامه ها و روش اجرای نمایش ها شایسته بود که به آن توجه بیشتری می شد. آن نکته این است که گذشته از اینکه هر کسی سبک یادگیری خاص خودش را دارد، اصولاً سبک یادگیری دختران و پسران با یکدیگر متفاوت است. پسران بیشتر دارای سبک جنبشی و دختران بیشتر دارای سبک دیداری یا شنیداری هستند. دختران از حس شنوایی و دیداری خود به خوبی بهره می برند، اما پسران بیشتر به ارتباطات حرکتی و غیرکلامی توجه دارند و مانند دختران نمی توانند احساسات خود را به زبان آورند. آنها نمی توانند برای مدت زیادی سر جای خود ساکت و آرام بنشینند و دوست دارند فعالیتهای حرکتی انجام دهند. از این رو تکنیکهای برقراری ارتباط و تعامل با دختران و پسران یکسان نیست. برای رفع این مشکل برنامه ریزان می توانستند روزهایی را برای حضور دختران و روزهایی را برای حضور پسران تعیین کنند و علاوه بر بالا بردن کیفیت  و غنای محتوایی برنامه ها، از روشهای متناسب با هر کدام در طراحی برنامه ها بهره گیرند. به طور مثال اجرای مسابقه و فراخوانی بچه ها به روی صحنه، یا به فعالیت واداشتن بچه ها با انجام حرکات ساده ریتمیک، می توانست نیاز پسربچه ها را به جنبش و حرکت، تا حدودی ارضا نماید.

و اما بخش دوم که روایت تصویری از حاشیه این جشن است، مشاهده زباله های زیادی بود که روی زمین ریخته بود و بطری­های آبی که بچه ها گهگاه به طرف یکدیگر پرتاب می کردند! اکثریت بچه ها در حال خوردن چیپس و پفک بودند، آن هم در هفته سلامت! از برخی مربیانِ همراه بچه ها، انتظامات مراسم، و حتی خود بچه ها در این باره سوال کردیم که آیا به بچه ها در این زمینه تذکر داده شده که زباله هایشان را در کیسه بریزند؟

  • مربی 1: بله! به آنها تذکر دادیم. ولی گوش نمی کنند. حتی توی انشاهای خودشان می نویسند که نباید روی زمین آشغال ریخت و چیپس و پفک بد است. در مدرسه رعایت می کنند. اما بیرون از مدرسه رفتارشان عوض می شود.
  • من: علتش به نظرتان چیست؟
  • مربی 1: با پول تو جیبی که از پدر و مادرشان می گیرند، شخصا خودشان چیز می خرند و آنها نظارتی ندارند. برای عده ای از خانواده ها هم مهم نیست.
  • مربی 2: ما به آنها گفته ایم و حتی کیسه خوراکی هم دنبالشان است که پوست را داخلش بیندازند. اما بعضی رعایت نمی کنند.
  • مسئول انتظامات 1: کار ما برقراری نظم است؛ خدمات کار نظافت را انجام می دهد. اینها بچه اند، بزرگ شدند خوب می شوند! حالا باید شاد باشند!
  • مسئول انتظامات 2: حرف ما را گوش نمی دهند. بعد از مراسم ما خدمات داریم که اینجا را نظافت می کند.
  • مامور شهرداری در حال نظافت: کار ما تا چند روز دیگه همین است. به بچه ها نمیشه چیزی گفت. باید به حال خودشان باشند.
  • کودک 1: بعضی ها حال ندارند!
  • کودک 2: تربیت خانوادگی شونه!
  • کودک 3: نظم و ترتیب ندارند.

مهمترین نکته ای که از این اظهارات و مشاهده ها می توان استنباط کرد، فاصله و شکاف بزرگ میان آموزش رسمی و عملکرد افراد در زندگی واقعی است. این مورد، تنها نمونه ای از خیل عظیم آموزش هایی است که درونی نمی شود؛ به رشد فکری افراد نمی انجامد و در عمل آنها نمود و بروز نمی یابد. در واقع عوامل فراوان دیگری غیر از آموزش رسمی در مدارس، به ذهن و عمل ما سمت و سو می دهند که موثرترین آنها خانواده است. نتیجه گیری و قضاوت بیشتر در این باره را به مخاطبان تیزبین و دقیق خود وا می گذاریم؛ فقط از مربیان، طراحان این جشن، برنامه ریزان آموزشی و همه آنهایی که نگران تعلیم و تربیت کودکان مان هستند، چند پرسش داریم:

-         تا چه اندازه در طراحی و تعیین رویکردهای اجرایی این برنامه ها که خاص کودکان است، از متخصصان این حوزه نظرخواهی و با آنها مشورت می شود تا برنامه ها همسو با خواسته ها و نیازهای آموزشی و تربیتی آنها باشد؟

-         چه عواملی باعث شده است که آموزش در مدارس ما ناکارامد باشد و به محیط واقعی زندگی راه پیدا نکند؟

-         چگونه و با چه روش­هایی می­توان یادگیری را در کودکان، درونی کرد؟

-         چقدر در راستای هماهنگی و همسوسازی آموزشها در مدارس و خانواده ها تلاش و برنامه ریزی می شود تا تناقضات فکری و تضادهای رفتاری کودکان کاهش یابد؟

باید بیندیشیم...


لینک انتشار مطلب: اینجا

ریختن زباله توسط بچه هاریختن زباله توسط بچه ها

نظرات (۱)

ممنون از اینکه به این مسئله مهم پرداختید که به نظر می رسه برای خیلی ها بی اهمیت است و راحت و بدون مسئولیت از کنار آن می گذرند و به پیامدها و تأثیرات ناخوشایند آینده آن نمی اندیشند!!

تربیت از کودکی بسیار مهم است و نهادینه شدن رفتارها و رعایت اصول و قوانین از سنین پایین باید مورد توجه قرار گیرد.

چگونه و با چه سختی و صرف وقت و هزینه بسیار در بزرگسالی با آن روبه رو شویم؟! 
پیشگیری های ظریف باید از کودکی باشد.

با تشکر

موفق باشید...
پاسخ:
سلام دوست خوبم
ممنون از دقت نظر و باریک اندیشی شما
شما هم موفق باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی