یادداشت های یک دانش جو

برای ساختن باورهایی استوارتر و ریشه دارتر

یادداشت های یک دانش جو

برای ساختن باورهایی استوارتر و ریشه دارتر

یادداشت های یک دانش جو

نوشتن برایم همچون مشق اندیشیدن است. می نویسم پس هستم!

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آیا گناه بر معرفت تاثیر دارد؟

دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ۰۳:۳۲ ب.ظ

تاثیر عوامل غیرمعرفتی بر معرفتآیا تماشای برنامه های مستند و علمی یا فیلم هایی که دارای صحنه های غیراخلاقی و ناسازگار با عرف و مذهب جامعه اسلامی هستند، به لحاظ اخلاقی امری مجاز است؟ حتی اگر اهداف مثبتی همچون استفاده از اطلاعات علمی یا یادگیری زبان خارجی یا هر نوع یادگیری مطلوب دیگری مدنظر باشد، باز هم دلیل و مجوز اخلاقی برای این کار به شمار می روند؟

این پرسشی بود که در جلسه هفتگی که با برخی دوستان داریم، مطرح شد و پاسخ های مختلفی به آن داده شد، نظیر:

  • از نظر من اشکالی ندارد. چون اگر کسی خودش را به طور کلی از این صحنه ها دور نگه دارد، اگر روزی با اینگونه موارد برخورد کند، قدرت مقاومت ندارد. اینها باید برای انسان، امری عادی شود.
  • اینها روی ضمیر ناخودآگاه و وجود انسان تاثیرات پایداری می گذارند که می تواند نتایج نامطلوبی داشته باشد و حتی آرامش او را تحت تاثیر قرار دهد. بالا بردن مقاومت نسبت به این امور، دلیل خوبی برای عادی سازی و از دست دادن حساسیتها نیست.
  • درست است که بر وجود انسان تاثیر دارند و حتی محققان به تاثیر نورون های آینه ای نیز پی برده اند، اما جنبه خودآگاه و شناختی بر آنها غلبه دارد و می تواند آنها را کنترل کند.
  • تاثیر ضمیر ناخودآگاه زیاد نیست. اینها تحت کنترل ماست. خود فرد تصمیم می گیرد که در کجا، چه رفتاری را بروز دهد و متناسب با بافت موقعیت، رفتار مناسب را انجام می دهد.

بیشتر نظرات، پاسخهای موافق بودند و فقط یک پاسخ مخالف به این پرسش داده شد که در آن از منظر ضمیر ناخودآگاه به موضوع نگریسته شده بود. اما در این نوشته می خواهم پرسش مطرح شده را بهانه ای قرار دهم تا از منظری دیگر (فلسفی) نیز این موضوع را مورد کنکاش قرار دهم. در دیدگاه فلسفی "سنت گرایان" گناه بر شناخت ما از جهان واقع تاثیر می گذارد. در واقع اگر بخواهم پاسخ منفی به این پرسش بدهم، استدلال اصلی من از دو مقدمه تشکیل می شود:

(1) گناه (خطای اخلاقی) بر شناخت عالم واقع تاثیرگذار است.

(2) دیدن صحنه های ناسازگار با اخلاق و دین، مصداقی از خطای اخلاقی یا گناه به شمار می رود.

------------------------------------------------------------------------------------

نتیجه: دیدن اینگونه صحنه ها بر شناخت انسان از عالم واقع تاثیر گذار است.

صورت استدلال فوق معتبر است، پس نتیجه آن در صورتی صادق است که مقدمه اول و دوم صادق باشند. در اینجا به مقدمه دوم کاری ندارم (موضوع بحث من نیست) و می خواهم به مقدمه اول بپردازم. برای توضیح مقدمه (1) از سخنان استاد ملکیان در جزوه "ایمان و تعقل"، بخش دیدگاه سنت گرایان و درسگفتار "تأثیر گناه در شناخت انسان سنتی و انسان متجدد" (اینجا) استفاده می کنم و خلاصه ای از آن را بیان می کنم.

دیدگاه سنت گرایان در باب تاثیر گناه بر معرفت:

از دیدگاه سنت گرایان وجود شناسی متوقف بر معرفت شناسی است و معرفت شناسی توقف دارد بر روانشناسی. وجود شناسی یعنی در عالم واقع چه هست و چه نیست. وقتی درباره صدق یا کذب امور صحبت می کنیم، وارد قلمرو معرفت شناسی می شویم. اگر بخواهید وجودشناسی تان معتبر باشد، باید معرفت شناسی معتبری داشته باشید. معرفت شناسی به ساختار ذهن آدمی برمی گردد که چه روشهایی را برای تشخیص صدق و کذب تعیین کند. ذهن آدمی نیز تابعی از کل وجود آدمی است. بنابراین من باید خودم را بشناسم تا بدانم چه اموری باعث می شوند که من شناخت مطابق با واقع پیدا نکنم. به بیان دیگر متغیرهای غیرمعرفتی که در قوای ادراکی انسان تاثیر می گذارند کدامند؟

اعتقاد انسان سنتی بر این است که در جریان شناخت جهان هستی، اعم از جهان طبیعت و جهان ماورای طبیعت، عوامل غیرمعرفتی هم دخیل هستند همچون القا، تلقین، تعصب، جزم و جمود، پیش داوری و غیره. اما مهم‌ترین عامل غیرمعرفتی‌ای که در جریان شناخت، دخیل است، مسألة گناه است. این‌گونه نیست که یک انسان گناهکار و یک انسان بی‌گناه، یا یک انسان کمتر گناهکار و یک انسان بیشتر گناهکار، برداشت و استنباط واحدی از جهان هستی داشته باشند. هر چه گناه کمتر باشد، شناخت انسان با جهان واقع مطابقت بیشتری دارد. یکی از نتایج این دیدگاه این بود که در اثر مسلم انگاشتن تأثیر گناه در شناخت، انسان سنتی در مقام آموزش و پرورش، خود را به لوازمی ملتزم می‌دانست و از مربیان و معلمان انتظار داشت در متعلم ویژگی‌های خاصی را بپرورد تا آن متربی و آن متعلم، شناختی واقعی‌‌تر از جهان هستی پیدا کنند.

انسان متجدد، منکر این ویژگی است. به نظر انسان متجدد، مسأله‌ای به نام گناه تأثیری در شناخت از این جهان یا واقعی و غیرواقعی بودن آن ندارد. اما ریشه‌های توجه دوباره به تأثیر گناه بر شناخت، در آثار بسیاری از متفکران متجدد وجود دارد. علاوه بر الاهیدانان و متفکران قدیم مانند پولس قدیس، آگوستین قدیس، لوتر، کالون و بعد از آن دو، کرکگور، در میان متفکران جدید کسانی مثل هابز، کانت، فیخته، بیکن، هیوم،‌ مارکس مانهایم،‌ شوپنهاور،‌ نیچه، فویرباخ،‌ فروید، فوکو،‌ دریدا، رالز، هابرماس، هِر و مکینتایر، به تأثیر گناه در شناخت اعتقاد دارند. آنها که ماتریالیست هستند (مثل هابز و مارکس) به جای تعبیر "گناه"، از تعبیر "خطای اخلاقی" استفاده می‌کنند.

معنای "گناه" چیست؟

الف) گناه به معنای دینی:

1- گناه به معنای گناه نخستین و ذاتی که میان همه انسانها مشترک است (نظر مسیحیان).

2- گناهان روزانه که هر کسی مرتکب می شود.

3- هر دو گناه مورد نظر است.

ب) گناه به معنای خطای اخلاقی:

1- خطای اخلاقی به صورت آبجکتیو: اگر خطایی به صورت سهوی یا عمدی صورت گیرد، نتایج اخلاقی بر آن مترتب است.

2- خطای اخلاقی به معنای سابجکتیو: اگر خطایی به صورت آگاهانه و عامدانه انجام گیرد، آثار منفی بر آن مترتب است.

آیا گناه در همة شناخت‌ها اثر می‌گذارد؟

 یک قول این است که گناه در هر شناختی اثر می‌گذارد، حتی در شناخت حقایق ریاضی که به نظر می‌آ‌ید انتزاعی‌ترین و بی‌طرفانه‌ترین حقایق هستند (نگاه کل گرایانه). آنهایی که قائل به کل گرایی نیستند، می گویند در مسائل ریاضی و احیاناً مسائل منطقی، گناهکاری و بی‌گناهی ما،‌ یا خطاکاری و درستکاری ما تأثیری ندارد. اما گناه بر شناخت برخی حقایق دیگر تاثیر دارد. این "برخی" مواردی هستند مثل شناخت خود، شناخت نسبت به انسان، شناخت نسبت به عوالم غیر عالم طبیعت، شناخت نسبت به مصالح و مفاسد واقعی خود، و شناخت نسبت به برخی شهودات از جمله شهود حقیقت، خیر، جمال که هر کدام طرفداران و قائلینی دارند.

معنای "اثر" چیست؟

1- گناه جهل زاست (جهل بسیط): از یک یا چند واقعیت باخبر نمی شوم.

2- گناه خطازاست (جهل مرکب): تصور می کنم از واقعیت خبر دارم اما در واقع بی خبرم.

چگونگی اثبات تاثیر گناه بر شناخت

درباره چگونگی اثبات تاثیر گناه بر شناخت، چندین استدلال ارائه شده است که به دو مورد از آنها اشاره می شود.

استدلال اول- برخی انسانها با اینکه تحصیلات مکتبی و مدرسی نداشته اند، حقایقی را فهمیده اند که متفکران در طول قرنها نتوانستند آن حقایق را انکار کنند. و تنها فرقِ فارق ما با آنها گناه نکردنشان است.

استدلال دوم- استدلالی که امروزه در علوم شناختی به آن بها داده می شود این است که همه آن چیزهایی که گناه اخلاقی به حساب می آیند، روی اعصاب انسان آثار منفی می گذارند. مثال ساده ای که خانم اِدی مری بیکر می زند این است که شما در اثر تب کردن که عملی غیرمعرفتی است، دچار هذیان می شوید که امری معرفتی است. یعنی قوای ادراکی شما در اثر تب کردن اختلال پیدا می کند و در تشخیص واقعیت به خطا می روید. تاثیر گناهان نیز بر روی شناخت همین طور است.

در پایان استاد ملکیان با اشاره به نقدهای وارد بر این دیدگاه تأکید می کنند که هرچند با این دلایل هنوز این دیدگاه اثبات نشده است، اما معقولیتی برای آن فراهم می شود. این دیدگاه، دیدگاه پخته و عمیقی است که بیش از سایر دیدگاه ها با عقل سلیم یا دریافت همگانی (common sense) ما همخوانی دارد.

--------------------------------------------------------------

بعد نوشت:

پژوهشی با عنوان تاثیر گناه بر معرفت با تکیه بر آراء آگوستین قدیس (سالها پیش) توسط خانم زهرا پورسینا انجام و در قالب کتاب به چاپ رسیده است که علاقمندان می توانند به آن رجوع نمایند. توضیحات بیشتر در این لینک قابل دسترسی است: http://www.ensani.ir/fa/content/68808/default.aspx

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی