یادداشت های یک دانش جو

برای ساختن باورهایی استوارتر و ریشه دارتر

یادداشت های یک دانش جو

برای ساختن باورهایی استوارتر و ریشه دارتر

یادداشت های یک دانش جو

نوشتن برایم همچون مشق اندیشیدن است. می نویسم پس هستم!

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱۲ مطلب با موضوع «تفکر» ثبت شده است

Knowing and not knowing

آیا جهل می تواند یک فضیلت باشد؟

«فرض کنید با دو فرد خبره مواجه شده اید و از آنها می خواهید به پرسشی یکسان پاسخ دهند. یکی از آنها پاسخی دقیق و مطمئن ارائه می دهد و دیگری می گوید که پاسخ را نمی داند. اگر از شما سوال شود که کدام یک از این دو خبره، متخصص تر است، به طور شهودی خبره ای را انتخاب می کنید که پاسخی مطمئن و دقیق به پرسش داده، نه آن «خبره ناآگاه»[1] را. با این حال، در مواردی که اطلاعات دقیق در عمل یا در واقع غیرقابل دانستن است (مثلاً تعداد برگهای تمام درختان جهان)، اظهار اطمینان و قطعیت، فقدان شایستگی را نشان می دهد، در حالی که اظهار جهل «ممکن است» دلالت بر تخصص بیشتر در این زمینه داشته باشد».

آنچه خواندید، بخشی از یک مقاله با عنوان «بخش اعظمِ ندانستن: جهل فضیلت مندانه[2]» است. دو نکته مهم از این مقاله قابل برداشت است:

1. نکته اول، توجه دادن به این موضوع است که «خبرگی و تخصص» با «دانستن همه چیز» رابطه ای الزام آور یا ضروری ندارد. بر این اساس، گفتن «نمی دانم» با خبرگی در تناقض نیست و مفهوم «خبره ناآگاه» کاملاً معنادار و دارای مصداق است. در مواردی که دستیابی به دانش دقیق یا اطمینان آور (از اساس یا در عمل) امکان پذیر نیست، چنین جهلی و به بیان دقیق تر اظهار چنین جهلی و تصدیق به ندانستن، در برابر اظهار دانایی یک فضیلت به شمار می آید. فضیلت آن هم از آن جهت است که این جهل خود بر اساس مرتبه ای از آگاهی و خبرگی در موضوع بیان شده که در آن، فرد اطلاعات خود را برای پاسخگویی دقیق به مسئله یا پرسش، کافی نمی داند یا از اساس اعتراف می کند که چنین دانشی ندارد و بر جهل خود صحه می گذارد. 

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۰۳
الهام یوسفی

(داستان تلخ تحریم ها)

امروز وقتی مثل همیشه می خواستم در یکی دیگر از دوره های مورد علاقه ام در سایت Coursera.org ثبت نام کنم، با این پیغام مواجه شدم:

«به خاطر مشکل ایجاد شده پوزش می طلبیم. این دوره در منطقه شما در دسترس نمی باشد».

تعجب کردم که علت آن چه چیزی می تواند باشد چون دسترسی به دوره ها آزاد و رایگان بود، و فقط اگر کسی می خواست گواهی آن را دریافت کند باید مبلغی را می پرداخت. برای دریافت اطلاعات بیشتر کلیک کردم و این بار شوکه شدم:

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۱۱
الهام یوسفی

 strategyمقدمه: تفکر استراتژیک مفهومی آشنا در ادبیات مدیریتی است. تفکر استراتژیک یک تفکر ترکیبی و حدواسط است؛ به این معنا که به کارگیری این مهارت وابسته به یادگیری سایر روش‌های تفکر مانند تفکر منطقی، تفکر خلاق، ‌تفکر سیستمی، تفکر تصمیم گیر و .... است.

این نوشتار ترجمه گزیده­ ای از فصل اول و دوم کتاب Learning to Think Strategically نوشته جولیا اسلون[1] است. اسلون در این کتاب به بیان ارتباط میان تفکر استراتژیک و یادگیری پرداخته است. این کتاب افق­های جدیدی را به سوی توسعه استراتژی می‌­گشاید و آغازگری بر این مسئله است که استراتژیست­‌های موفق چگونه یاد می­ گیرند که استراتژیک بیندیشند. در این نوشتار برای آشنایی با جایگاه تفکر استراتژیک ابتدا چشم­ اندازی تاریخی از مفهوم استراتژی و تغییر و تحول این مفهوم در طول زمان ارائه می­ شود و سپس به علل و چگونگی شکل­ گیری تفکر استراتژیک در جهان معاصر اشاره می­ گردد.

بخش اول این یادداشت با عنوان "چشم اندازی تاریخی از استراتژی" ارائه گردید. اکنون بخش دوم آن را با عنوان "دیدگاه های رقیب درباره استراتژی" به منظر شما تقدیم می کنم.

دیدگاه­های رقیب درباره استراتژی

آیا سازمان­ها استراتژی­های خوب را از طریق تفکر عقلانی طراحی و انتخاب می­ کنند یا استراتژی­های خوب در عمل از طریق فرایندی از آزمایش و شهود[1] به ظهور می­رسند؟ برای پاسخ به این پرسش دو دیدگاه اساسی در این زمینه، یعنی دیدگاه استراتژی طرح­ریزی[2] و دیدگاه نوظهور[3] (در حال ظهور) را بررسی می­ کنیم.

استراتژی طرح­ریزی

دیدگاه استراتژی طرح­ریزی به وسیله دوره تفکر عقلانی تکنیکی که در قرن 19 متداول بود، تاثیر پذیرفته و تا امروز ادامه یافته است. این چشم انداز یکی از باورهای کلیدی مدرنیته را منعکس می­ کند: بازنمایی عینی؛ اندیشه­‌ای که هدف دانش را بازنمایی اشیاء همان­طور که واقعا هستند یا علل خطی و کارکردی امور می­ داند. استراتژی در این چارچوب، جدای از عمل سازمانی به شیوه سلسله مراتبی و خطی است.

دیدگاه طرح­ریزی درباره توسعه، دقیق‌­ترین و عینی­‌ترین الگوی ساخت امکان محیطی (فرصت­ها در مقابل تهدیدها) است و سپس تعیین جایگاه سازمان و تدوین طرح­های عقلانی به سوی جایی است که سازمان در آینده حرکت خواهد کرد. اندیشه­ های سنتی عقلانیت – تشخیص، تجویز و در نهایت اقدام- زمینه این دیدگاه قرار گرفتند. منطق، کنترل و تفکر خطی از فرض­های استراتژیک حمایت می­ کنند و نقش تفکر جدای از عمل مورد توجه قرار می­ گیرد.

نظریه نوظهور[4]

این دیدگاه نسبت به دیدگاه طرح­ریزی استراتژی، چشم انداز شهودی­تری از استراتژی را ارائه می­دهد. دیدگاه سلسله مراتبی عقلانی ابزاری به عنوان یک فرایندی که از بالا به پایین بود، توسط یک نظریه­ پرداز استراتژی به نام هنری مینتزبرگ[5] در اوایل دهه 1990 به چالش کشیده شد. او دریافت که مدیران در اتخاذ استراتژی، نسبت به آنچه که در ادبیات مدیریت پنداشته می ­شد، کمتر به صورت عقلانی و دوراندیش عمل می­ کنند که منجر به ارائه دیدگاه ارگانیک­تری از سازمان گردید.

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۵ ، ۲۰:۲۱
الهام یوسفی

rhetoricمفهوم «خطابه» یا «قدرت نطق و بیان» به معنای سخنرانی عمومی تاثیرگذار یا هنر استفاده از زبان به شیوه ای موثر برای ترغیب مخاطب به پذیرفتن چیزی است. شاید پیشینه مفهوم خطابه به هزاران سال پیش برمی‌گردد. پیش فرض بنیادین این مفهوم، این است که شیوه ارائه یک بحث یا استدلال در ترغیب و اقناع مردم به پذیرفتن یا نپذیرفتن چیزی بسیار تاثیرگذار است. شواهد زیادی از این ایده حمایت می کنند؛ برای نمونه اینکه یک سیاستمدار موفق مهارتهای ارتباطی ضعیفی داشته باشد، در عمل غیرقابل تصور است. اما آیا این مهارت فقط نوعی سبک و شیوه سخن گفتن است که درصدد حمایت از محتوای سخنان و قبولاندن آنها به مخاطب است؟

غالباً درباره سیاستمداران این چنین گفته می شود که معمولاً سخنان بی معنا بر زبان می آورند، اما آنچه را می گویند با چنان قاطعیت و اعتقاد راسخی می گویند که ما گرایش به باور کردن این سخنان پیدا می کنیم، دست کم در مواقعی که آنها در موضع مخالف ما هستند(بدیهی است در مواقعی که موضع ما و سخنران یکی است، در باور به آن موضوع مصمم تر و راسخ تر می‌شویم). از سوی دیگر اگر نتوانید خرد و دانش را به مخاطبان، هم قطاران یا نسل بعدی خود به طور موثری منتقل کنید، از ارزش آنها کاسته می شود.

از نظر ارسطو خطابه شامل ارتباط متقابل میان سه عنصر منطق(Logos/Logic)، اعتبار یا درستی سخن(Ethos/Credibiliry) و همدلی و ارتباط(Pathos/Empathy) با مخاطب است. بنابراین می توان گفت ترکیبی از استدلال روشن، داوری درست و مهارتهای ارائه و ارتباط موثر است که قدرت بیان یا خطابه واقعی را تعریف می کند. یک خطیب واقعی کسی است که همواره آگاه و مطلع است و هرگز متعصب، ناآگاه و بی اطلاع سخن نمی گوید.

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۱۵:۴۵
الهام یوسفی

strategic thinkingمقدمه: تفکر استراتژیک مفهومی آشنا در ادبیات مدیریتی است. تفکر استراتژیک یک تفکر ترکیبی و حدواسط است؛ به این معنا که به کارگیری این مهارت وابسته به یادگیری سایر روش‌های تفکر مانند تفکر منطقی، تفکر خلاق، ‌تفکر سیستمی، تفکر تصمیم گیر و .... است.

این نوشتار ترجمه گزیده­ ای از فصل اول و دوم کتاب Learning to Think Strategically نوشته جولیا اسلون[1] است. اسلون در این کتاب به بیان ارتباط میان تفکر استراتژیک و یادگیری پرداخته است. این کتاب افق­های جدیدی را به سوی توسعه استراتژی می‌­گشاید و آغازگری بر این مسئله است که استراتژیست­‌های موفق چگونه یاد می­ گیرند که استراتژیک بیندیشند. در این نوشتار برای آشنایی با جایگاه تفکر استراتژیک ابتدا چشم­ اندازی تاریخی از مفهوم استراتژی و تغییر و تحول این مفهوم در طول زمان ارائه می­ شود و سپس به علل و چگونگی شکل­ گیری تفکر استراتژیک در جهان معاصر اشاره می­ گردد.

این یادداشت در سه بخش ارائه می گردد. اینک بخش اول آن را به منظر شما تقدیم می کنم.

چشم ­اندازی تاریخی از استراتژی

با اینکه اصطلاح "استراتژی" به طور رایجی استفاده می­ شود، اما معنای آن بستگی به این دارد که به گذشته نگاه کنیم یا آینده. برای کسانی که به گذشته نگاه می­ کنند، استراتژی یک الگوی تکرار شده در یک مسیر برای موفقیت است و برای آنها که نظر به آینده دارند، یک چارچوب گسترده برای عمل است.

با وجود پیچیدگی این مفهوم می­ توان بر سر ویژگی­های مبنایی آن توافق کرد. همه تعریف­ها در این زمینه بر یک اراده معطوف به پیروزی، یک عنصر رقابتی، یک فرایند یا چارچوب برای پیروزی، یک افق زمانی وسیع، تعیین هدف عمده و گسترده، نیت و قصد هماهنگ و تصمیم ­گیری درباره اختصاص منابع دلالت دارند.

مفهوم استراتژی در یونان قدیم

چارچوب­ها و دیدگاه­هایی که بر مفهوم استراتژی تاثیر می­ گذارند، می ­توانند بسیار متفاوت باشند. مفهوم پیشامدرن استراتژی بر کیفیت­های فردی و رابطه ­ای تاکید می­ کرد تا کیفیت­های عقلانی و عینی یک نظم فضایی[2]. زیرا یونانیان باستان نگاه ذهنی[3] به جهان داشتند و این نگاه تاثیر مهمی بر روی مفهوم استراتژی می­ گذاشت.

ماهیت دانش نزد آنان ذهنی، تفسیرپذیر و اکتشافی بود. آنها یک تنش غیرقابل حل را میان بی‌­نظمی (آشوب) و نظم[4] فرض می­ کردند. در حالی که ما یاد گرفته­‌ایم پارادوکس و تناقض را به عنوان مانعی در برابر اتخاذ استراتژی ببینیم، آنها پارادوکس را امری دو سویه و تناقض را امری طبیعی می­‌دیدند. به همین ترتیب آنان خرد را به مثابه توانایی برای نمایاندن نظم اشیاء با قطیعت عینی، به منظور پیشگویی و کنترل پدیده ­ها نمی­ دیدند.

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۰۳
الهام یوسفی

تیزفکری"تفکر نقادانه یک حوزه میان رشته­ ای علمی است؛ دربردارندۀ شماری آمادگی­ ها، دانش ­ها و مهارت­ ها، که می­ خواهد کیفیتِ اندیشیدن فرد را ارتقاء بدهد. این آمادگی­ ها فرد را به سنجیدن باورها، گفته­ ها و شنیده ­ها متمایل نموده، و آن دانش­ ها و مهارت­ ها،  او را در تحقّق این هدف کارا و ورزیده می­ کند. هدف این است که هر فرد سنجیده ­تر فکر می­ کند و برای این هدف، ترفندها و مهارت­ های لازم را در چنته داشته باشد. ...

اما این کتاب قرار است چه کمکی به خوانندگان کند؟ این کتاب قرار است به خواننده کمک کند تا در نقد و بررسی هر گفته یا نوشته، با دقت، آگاهی و روش ­مندی بیشتر و بهتری عمل کند. ما باید محتوا را بفهمیم، دانسته‌‌ها را هضم کنیم، مفاهیم کلیدی را بیرون بکشیم و ادعاهای زیربنایی و روبنایی را تشخیص دهیم تا به ایده‌‌ها، نتایج و دانسته‌‌های جدیدی دست یابیم. چنین فعالیت‌‌هایی نیازمند ورزیدگی در سبک سنگین­ کردن دلایل (استدلال­ ورزی نقادانه) است ...".

نوشته بالا بخشی از پیشگفتار کتاب "تیزفکری، مهارت فهم و سنجش استدلال" است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران منتشر شده است. گروه فلسفه برای کودک (فبک) این پژوهشگاه، اقدام به انتشار یک مجموعه درسنامه 12 جلدی با عنوان "مجموعه آموزش مربی فلسفه برای کودکان و نوجوانان" نموده است. درسنامه "تیزفکری" دوازدهمین جلد این مجموعه است که توسط جناب آقای دکتر حامد صفایی پور با همکاری بنده نوشته شده است.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۱۰:۳۲
الهام یوسفی

(سخنی در تمایز اندیشه و اندیشیدن و معرفی جایگاه سنجشگرانه اندیشی)

structureساختمانی را در نظر بگیرید که از مصالح و مواد مرغوب و باکیفیت ساخته شده اما معماری مناسب و مستحکمی ندارد؛ و ساختمان دیگری که دارای مصالح بی کیفیت اما معماری مناسب است. کدام یک از این دو را برای زندگی ترجیح می دهید؟

ممکن است بگویید: هیچکدام! هیچ یک از این خانه ها مقاومت و استحکام لازم را ندارد؛ یکی از لحاظ مصالح و دیگری از لحاظ معماری و مهندسی.

حق با شماست! همین مطلب را می توان درباره اندیشه و ذهن آدمی گفت. همه ما باورها و اندیشه هایی داریم که آنها را به شیوه های گوناگون کسب کرده ایم. «اندیشه ها» و اطلاعات دریافتی همچون مصالح و مواد خامی هستند که در فرایند «اندیشیدن» روزانه ما به کار می روند و می توانند منجر به تولید اندیشه ها و اطلاعاتی جدید شوند.

اندیشه ها و نظریات گوناگون «فرآورده» اند و اندیشیدن «فرایندی» که بر روی آنها انجام می شود و به بیان دیگر نحوه «چیدمان» و «معماری» اندیشه ها را نشان می دهد.

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۸
الهام یوسفی

آزادی بیاناشاره: آنچه خواهید خواند بخشی از مصاحبه‌ی تلویزیونی استاد شهید مطهری است که درباره‌ی "اسلامیت و جمهوریت" در جمهوری اسلامی؛ در فروردین 1358 انجام شده است. آنچه در این مصاحبه نیازمند تامل جدی است تاکید ایشان بر آزادی اندیشه و مجال دادن به ابراز عقاید متفاوت و حتی مخالف است. از نظر ایشان وجود فضای گفتگو، آزاد اندیشی و تضارب آراء تضمین کننده بقای جمهوری اسلامی (و هرگونه دیدگاه، مکتب و نظام) است.

... همان‌طوری که رهبر و امام ما مکرر گفته‌اند در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده‌ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است. اما ما اجازه‌ی توطئه و فریب‌کاری نمی‌دهیم.

احزاب و افراد در حدی که عقیده‌ی خودشان را صریحاً می‌گویند و با منطق خود به جنگ منطق ما می‌آیند، آنها را می‌پذیریم. اما اگر بخواهند در زیر لوای اسلام افکار و عقاید خودشان را بگویند ما حق داریم که از اسلام خودمان دفاع کنیم و بگوییم اسلام چنین چیزی نمی‌گوید. حق داریم بگوییم به نام اسلام این کار را نکنید.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۸:۴۷
الهام یوسفی

creativity"آها خودشه"! تا به حال چندبار این واژه را به زبان آورده اید یا از دیگران شنیده اید؟ آیا همان وقتی نبوده است که ذهنتان درگیر مسئله ای بوده و ناگهان راه حلی به ذهنتان رسیده است یا بهتر است بگویم جرقه زده است؟ خلاقیت نوعی تفکر واگراست که در مقابل تفکر همگرا قرار می گیرد. واگرایی به این معناست که شما به دنبال راه حلها و ایده های متعدد، غیر معمول و تازه ای در ارتباط با یک موضوع یا مسئله می گردید و از راه و روشهای پیشین فاصله می گیرید تا بتوانید از زاویه جدیدی به موضوع نگاه کنید یا حتی زوایای پنهان آن را کشف کنید.

مقاله های زیر را از سایت خلاقیت برای زندگی برگزیده ام و به شیوه ای آزاد ترجمه کرده ام. امیدوارم مورد توجه علاقمندان قرار گیرد.

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۳ ، ۱۰:۲۵
الهام یوسفی

حسن میانداریاشاره: آنچه می خوانید متن سخنرانی دکتر حسن میانداری در همایش ترویجی فلسفه علم در دانشگاه صنعتی اصفهان (اردیبهشت 1388) است. همایشی که برای من از بهترین و ماندگارترین خاطره ها و تجربه های زندگی ام شد. به همین دلیل تصمیم گرفتم سخنرانی دکتر میانداری را که درباره نسبت علم و اخلاق است برای علاقه مندان پیاده سازی کنم. امیدوارم شما هم مثل من از خواندنش لذت ببرید:


 

همان طور که می دانید فلسفه علم یک معرفت درجه دو و علم یک معرفت درجه یک است. علم در مورد عالم خارج است، موضوع آن چیزی است در عالم خارج، اما موضوع فلسفه علم، خود علم است.

ادعای بنده در مورد نسبت علم و اخلاق این است که:

1) اخلاق در معرفت علمی درجه یک ما می تواند بسیار موثر باشد و یکی از مشکلات و بلکه مشکل اصلی علم درجه یک ما اخلاق است.

2) همچنین اخلاق در شناخت علم که کار فلسفه علم است، می تواند خیلی مؤثر باشد. موضوع بحث من در این دو مورد است.

در درجه اول می خواهم ادعا و تا حدی استدلال کنم که اگر اخلاق را وارد علم کنیم، علم درجه یک ما و شرایط ما از لحاظ تولید علم بهتر خواهد شد و دوم اینکه اگر می خواهید، علم را بشناسید اخلاق را بشناسید. این یک قاعده کلی است که اگر می­ خواهید چیزی را بشناسید، چیزهای دیگری را که نزدیک یا دور به آن چیز است بشناسید. خیلی اوقات شما خودتان را در آینه دیگران و با مقایسه دیگران می­ شناسید. در مورد علم هم همین طور است. تا حدی مقایسه علم و دین در جامعه ما به شناخت علم کمک کرده، ولی جای اخلاق خالی است.

سه رویکرد مهم در اخلاق

در اخلاق سه رویکرد مهم وجود دارد:

1) اخلاق توصیفی (Descriptive ethics): اخلاق توصیفی کار علم است، علوم مختلف اخلاق را توصیف می­کند. می توان از دیدگاه علمی به آن نگاه کرد که چرا چیزی به نام اخلاق وجود دارد. مثلاً روانشناسی به ما توضیح بدهد که اخلاقی که ما داریم و خصوصیات اخلاقی ما چیست. به نظر من نظریه تکامل زیستی داروین بیش از خیلی از علوم می تواند اخلاق انسان را توضیح دهد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۱۷
الهام یوسفی